غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۱۲۹ - لب شیرین تو هر دم شکر انگیزترست...
1
لب شیرین تو هر دم شکر انگیزترست
زلف دلبند تو هر لحظه دلاویزترست
2
برسرآمد ز جهان جزع تو در خونخواری
گر چه چشم من دل سوخته خونریزترست
3
ایکه از تنگ شکر شور برآورد لبت
هر زمان پسته تنگت شکر آویزترست
4
همچو سرچشمه نوش تو ز بهر سخنم
چشمم از درج عقیقت گهر انگیزترست
5
نشنود پند تو ای زاهد تردامن خشک
هرکش از درد مغان دامن پرهیزترست
6
آتشست این دل شوریده من پنداری
زانکه هر چند که او سوخته تر تیزترست
7
تا هوای گل رخسار تو دارد خواجو
هر شب از بلبل دلسوخته شب خیزترست