کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۳۹ - از لعل آبدار تو نعلم برآتشست...

1

از لعل آبدار تو نعلم برآتشست

زان رو دلم چو زلف سیاهت مشوشست

2

دیشب بخواب زلف خوشت را کشیده ام

زانم هنوز رشته جان در کشاکشست

3

هر لحظه دل به حلقه زلفت کشد مرا

یا رب کمند زلف سیاهت چه دلکشست

4

چون لعل آبدار تو از روی دلبری

آبیست عارض تو که در عین آتشست

5

ساقی بده ز جام جم ارباب شوق را

آن می که در پیاله چو خون سیاوشست

6

گر بگذرد ز جوشن جانم عجب مدار

پیکان غمزه تو که چون تیر آرشست

7

تا نقش بست روی ترا نقش بند صنع

در چشم من خیال جمالت منقشست

8

آن مشک سوده یا خط مشکین دلبرست

وان آفتاب یا رخ زیبای مهوشست

9

خواجو اگر چه روضه خلدست بوستان

گلزار و بوستان برخ دوستان خوشست

متن شعر کپی شد.