کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۴۷ - خطر بادیه عشق تو بیش از پیشست...

1

خطر بادیه عشق تو بیش از پیشست

این چه دامست که دور از تو مرا در پیشست

2

ایکه درمان جگر سوختگان می سازی

مرهمی بردل ما نه که بغایت ریشست

3

دیده هر چند بر آتش زند آبم لیکن

حدت آتش سودای تو از حد بیشست

4

باده می نوشم و خون از جگرم می جوشد

زانکه بی لعل توام باده نوشین نیشست

5

عاشق اندیشه دوری نتواند کردن

دوربینی صفت عاقل دور اندیشست

6

گر مراد دل درویش برآری چه شود

زانکه سلطان بر صاحب نظران درویشست

7

آشنایان همه بیگانه شدند از خواجو

لیکن او را همه این محنت و درد از خویشست

متن شعر کپی شد.