غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۱۵۲ - رخت خورشید را یات جمالست...
1
رخت خورشید را یات جمالست
خطت تفسیر آیات کمالست
2
هلال ارزانکه هر مه بدر گردد
چرا پیوسته ابرویت هلالست
3
خیالت بسکه می آید بچشمم
اگر خوابم بچشم آید خیالست
4
چو داند حال او کز تشنگی مرد
کسی کو برلب آب زلالست
5
بگو ای باغبان با باد شبگیر
که بلبل در قفس بی پر و بالست
6
نسیم نافه یا بوی عبیرست
شمیم روضه یا باد شمالست
7
مقیم ار بنگری در عالم جان
میان لیلی و مجنون وصالست
8
اگر در عالم صورت فراقست
بمعنی با تو ما را اتصالست
9
چرا وصل تو برخواجو حرامست
نه آخر خون مسکینان حلالست