غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۱۵۳ - حسن تو نهایت جمالست...
1
حسن تو نهایت جمالست
لطف تو بغایت کمالست
2
با زلف تو هر که را سری هست
سر در قدم تو پایمالست
3
بی روی تو زندگی حرامست
وز دست تو جام می حلالست
4
باز آی که بی رخ تو ما را
از صحبت خویشتن ملالست
5
جانم که تذر و باغ عشقست
زین گونه شکسته پر و بالست
6
مرغ دل من هوا نگیرد
زانرو که چنین شکسته بالست
7
این نفحه روضه بهشتست
یا نکهت گلشن وصالست
8
این خود چه شمامه شمیمست
وین خود چه شمایل شمالست
9
خواجو بلب تو آرزومند
چون تشنه بشربت زلالست