کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۰ - سحرگه ماه عقرب زلف من مست...

1

سحرگه ماه عقرب زلف من مست

درآمد همچو شمعی شمع در دست

2

دو پیکر عقربش را زهره در برج

کمانکش جادوش را تیر در شست

3

شبش مه منزل و ماهش قصب پوش

سهی سروش بلند و سنبلش پست

4

بلالش خازن فردوس جاوید

هلالش حاجب خورشید پیوست

5

نقاب عنبری از چهره بگشود

طناب چنبری بر مشتری بست

6

به فندق ضیمرانرا تاب در داد

بعشوه گوشه بادام بشکست

7

سرشک از آرزوی خاکبوسش

روان از منظر چشمم برون جست

8

بلابه گفتمش بنشین که خواجو

زمانی از تو خالی نیست تا هست

9

فغان از جمع چون بنشست برخاست

چراغ صبح چون برخاست بنشست

متن شعر کپی شد.