کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۶۳ - نظری کن اگرت خاطر درویشانست...

1

نظری کن اگرت خاطر درویشانست

که جمال تو ز حسن نظر ایشانست

2

روی ازین بنده بیچاره درویش متاب

زانکه سلطان جهان بنده درویشانست

3

پند خویشان نکنم گوش که بی خویشتنم

آشنایان غمت را چه غم از خویشانست

4

بده آن باده نوشین که ندارم سرخویش

کانکه از خویش کند بیخبرم خویش آنست

5

حاصل از عمر بجز وصل نکورویان نیست

لیکن اندیشه ز تشویش بد اندیشانست

6

نکنم ترکش اگر زانکه به تیرم بزند

خنک آن صید که قربان جفا کیشانست

7

مرهمی بردل خواجو که نهد زانکه طبیب

فارغ از درد دل خسته دل ریشانست

متن شعر کپی شد.