کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۱ - از روضه نعیم جمالش روایتیست...

1

از روضه نعیم جمالش روایتیست

و آشوب چین زلف تو در هر ولایتیست

2

گویند بر رخ تو جنایت بود نظر

لیکن نظر بغیر تو کردن جنایتیست

3

فرهاد را چو از لب شیرین گزیر نیست

در گوش او ملامت دشمن حکایتیست

4

گفتم که چیست آنخط مشکین برآفتاب

گفتا بسان روی من از حسن آیتیست

5

ارباب عقل گر چه نظر نهی کرده اند

لیکن ز جان صبور شدن تا بغایتیست

6

آمد کنون بدایت عمرم بمنتها

لیکن گمان مبر که غمش را نهایتیست

7

گفتم مرا بکشت غمت گفت زینهار

خواجو خموش باش که این خود عنایتیست

8

در تنگنای حبس جدائی توقعم

از آستان حضرتعالی حمایتیست

متن شعر کپی شد.