کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸۵ - ترا که طره مشکین و خط زنگاریست...

1

ترا که طره مشکین و خط زنگاریست

چه غم ز چهره زرد و سرشک گلناریست

2

فغان ز مردم چشمت که خون جانم ریخت

چه مردمیست که در عین مردم آزاریست

3

از آن دو چشم توانای ناتوان عجبست

که خون خسته دلانش غذای بیماریست

4

بیا که در غم هجر تو کار دیده من

ز شوق لعل روان برقدت گهرباریست

5

ندانم این نفس روح بخش جان پرور

نسیم زلف تو یا بوی مشک تاتاریست

6

شنیده ام که ز زر کارها چو زر گردد

مرا چو زر نبود چاره ناله و زاریست

7

به حضرتی که شهانرا مجال گفتن نیست

چه جای زاری سرگشتگان بازاریست

8

مده بدست سر زلف دوست خواجو دل

که کار سنبل هندوی او سیه کاریست

9

چنین که طره او را شکسته می بینی

بزیر هر سرمویش هزار طراریست

متن شعر کپی شد.