کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۱ - زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست...

1

زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست

چشم جادوی تو در خوابست و ما را خواب نیست

2

با لبت گر باده لاف جانفزائی می زند

پیش ما روشن شد این ساعت که او را آب نیست

3

نرگست در طاق ابرو از چه خفتد بی خبر

زانکه جای خواب مستان گوشه محراب نیست

4

ساکن کوی خرابات مغان خواهم شدن

کز در مسجد مرا امید فتح الباب نیست

5

خاک ره بر من شرف دارد اگر مست و خراب

بر درمیخانه خفتن خوشتر از سنجاب نیست

6

پیش رویش ز آتش دل سوختم پروانه وار

زانکه شمعی چون رخش در مجلس اصحاب نیست

7

گفتمش کاخر دل گمگشته ام را باز ده

گفت باری این بضاعت در جهان نایاب نیست

8

روضه رضوان بدان صورت که وصفش خوانده ئی

چون بمعنی بنگری جز منزل احباب نیست

9

ایکه خواجو را ز تاب آتش غم سوختی

این همه آتش چه افروزی که او را تاب نیست

متن شعر کپی شد.