کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۶ - عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست...

1

عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست

طائران عشق را پرواز گه جز طور نیست

2

کس نمی بینم که مست عشق را پندی دهد

زانکه کس در دور چشم مست او مستور نیست

3

دور شو کز شمع عشق آتش بنزدیکان رسد

وانکه او نزدیک باشد گر بسوزد دور نیست

4

من به مهر دل به پایان می رسانم روز را

زانکه بی آتش درون تیره ام را نور نیست

5

ملک دل را تا بکی بینم چنین ویران ولیک

تا نمی گردد خراب آن مملکت معمور نیست

6

بزم بی شاهد نمی خواهم که پیش اهل دل

دوزخی باشد هر آن جنت که در وی حور نیست

7

رهروان عشق را جز دل نمی شاید دلیل

وانکه این ره نسپرد نزد خرد معذور نیست

8

تا نپنداری که ما با او نظر داریم و بس

هیچ ناظر را نمی بینم که او منظور نیست

9

چشم میگونش نگر سرمست و خواجو در خمار

شوخ چشم آن مست کورا رحم بر مخمور نیست

متن شعر کپی شد.