غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۱۹۷ - اینجا نماز زنده دلان جز نیاز نیست...
1
اینجا نماز زنده دلان جز نیاز نیست
وآنرا که در نیاز نبینی نماز نیست
2
مشتاق را بقطع منازل چه حاجتست
کاین ره بپای اهل طریقت دراز نیست
3
رهبانت ار بدیر مغان راه می دهد
آنجا مقام کن که در کعبه باز نیست
4
گر زانکه راه سوختگان می زنی رواست
چیزی بگو بسوز که حاجت بساز نیست
5
بازار قتل ما که چو نیکو نظر کنی
صیاد صعوه جز نظر شاهباز نیست
6
دردیکشان جام فنا را ز بی نیاز
جز نیستی بهیچ عطائی نیاز نیست
7
محمود را رسد که زند کوس سلطنت
کز سلطنت مراد دلش جز ایاز نیست
8
عشق مجاز در ره معنی حقیقتست
عشق ار چه پیش اهل حقیقت مجاز نیست
9
آن یار نازنین اگرت تیغ می زند
خواجو متاب روی که حاجت بناز نیست