کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹۸ - مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست...

1

مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست

حاصلم زین قرص زرین نیم نانی بیش نیست

2

از نعیم روضه رضوان غرض دانی که چیست

وصل جانان ورنه جنت بوستانی بیش نیست

3

گفتم از خاک درش سر بر ندارم بنده وار

باز می گویم سری بر آستانی بیش نیست

4

آنچنان در عالم وحدت نشان گم کرده ام

کز وجودم اینکه می بینی نشانی بیش نیست

5

چند گویم هر نفس کاهم ز گردون درگذشت

کاسمان از آتش آهم دخانی بیش نیست

6

در غمش چون دانه نارست آب چشم من

وز لبش کام روانم ناردانی بیش نیست

7

گفتمش چشمت بمستی خون جانم ریخت گفت

گر چه خونخوارست آخر ناتوانی بیش نیست

8

گر بجان قانع شود در پایش افشانم روان

کانچه در دستست حالی نیم جانی بیش نیست

9

یک زمان خواجو حضور دوستان فرصت شمار

زانکه از دور زمان فرصت زمانی بیش نیست

متن شعر کپی شد.