کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۰ - حذر کن ز یاری که یاریش نیست...

1

حذر کن ز یاری که یاریش نیست

بشودست از آنکو نگاریش نیست

2

چه ذوقش بود بلبل ار در چمن

گلی دارد و گلعذاریش نیست

3

خرد راستی را نهالی خوشست

ولیکن بجز صبر باریش نیست

4

مبر نام مستی که شرب مدام

بود کار آنکس که کاریش نیست

5

مده دل بدنیا که در باغ عمر

گلی کس نبیند که خاریش نیست

6

نیابی بجز باده نیستی

شرابی که رنج خماریش نیست

7

مرا رحمت آید بر آنکو چو من

غمی دارد و غمگساریش نیست

8

بدینسان که کافور او در خطت

عجب گر زعنبرغباریش نیست

9

به بازار او نقد قلبم درست

روانست لیکن عیاریش نیست

10

کجا اوفتم زین میان بر کنار

که بحر مودت کناریش نیست

11

اگر زانکه خواجو بری شد ز خویش

چه شد حسرت خویش باریش نیست

متن شعر کپی شد.