کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۳ - اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست...

1

اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست

که درد را چو امید دوا بود غم نیست

2

دوا پذیر نباشد مریض علت شوق

ولی چو روی مرض در شفا بود غم نیست

3

کنون که کشتی ما در میان موج افتاد

اگر چنانکه مجال شنا بود غم نیست

4

صفا ز باده صافی طلب که صوفی را

بجای جامه صوف ار صفا بود غم نیست

5

براستان که گدایان آستان توایم

وگر ترا غم کار گدا بود غم نیست

6

غمت چو ساغر اگر خون دل بجوش آرد

چو همدم تو می جانفزا بود غم نیست

7

گرت فراق بزخم قفای غم بکشد

مدار غم که چو وصل از قفا بود غم نیست

8

بغربتم چو کسی آشنا نمی باشد

بشهر خویشم اگر آشنا بود غم نیست

9

چنین که مرغ دلم در غمش هوا بگرفت

بسوی ما اگر او را هوا بود غم نیست

10

چو اقتضای قضا محنتست و غم خواجو

اگر بحکم قضایت رضا بود غم نیست

متن شعر کپی شد.