کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۰۵ - کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست...

1

کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست

کدام صید که در آرزوی بند تو نیست

2

نه من به بند کمند تو پای بندم و بس

کسی بشهر نیامد که شهر بند تو نیست

3

ترا بقید چه حاجت که صید وحشی را

بهیچ روی خلاص از خم کمند تو نیست

4

ضرورتست که پیش تو پنجه نگشایم

مرا که قوت بازوی زورمند تو نیست

5

گرم گزند رسانی بضرب تیغ فراق

مکن که بیشم از این طاقت گزند تو نیست

6

چو سروم از دو جهان گر چه دست کوتاهست

ولی شکیبم از آن قامت بلند تو نیست

7

دلم برآتش عشقت بسوخت همچو سپند

بیا که صبرم از آنخال چون سپند تو نیست

8

عجب ز عقل تو دارم که می دهی پندم

خموش باش که این لحظه وقت پند تو نیست

9

ز شور بختی خواجوست اینکه چون فرهاد

نصیبش از لب شیرین همچو قند تو نیست

متن شعر کپی شد.