کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۱۱ - هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست...

1

هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست

ضایع آن دیده که برطلعت زیبائی نیست

2

اگر از دوست تمنای تو چیز دگرست

اهل دل را بجز از دوست تمنائی نیست

3

ای تماشاگه جان عارض شهرآرایت

بجز از روی تو در شهر تماشائی نیست

4

ظاهر آنست که برصفحه منشور جمال

مثل ابروی دلارای تو طغرائی نیست

5

در هوای گل رخسار تو شب تا سحرم

بجز از بلبل شوریده هم آوائی نیست

6

هر سری لایق سودای تو نبود لیکن

از تو در هیچ سری نیست که سودائی نیست

7

جای آن هست که بنوازی و دستم گیری

که بجز سایه لطف تو مرا جائی نیست

8

نه که چون لعل شکر بار تو نبود شکری

که به هنگام سخن چون تو شکر خائی نیست

9

خواجو از عشق تو تا منصب لالائی یافت

همچو الفاظ خوشش لولو لالائی نیست

متن شعر کپی شد.