غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۲۱۵ - ای قمر تابی از بناگوشت...
1
ای قمر تابی از بناگوشت
شکر آبی ز چشمه نوشت
2
جاودان مست چشم می گونت
واهوان صید خواب خرگوشت
3
خسرو آسمان حلقه نمای
حلقه در گوش حلقه در گوشت
4
آن خط سبز هیچ دانی چیست
که دمید از عقیق در پوشت
5
از زمرد ز دست خازن حسن
قفل بر درج لعل خاموشت
6
ایکه هرگز نمی کنی یادم
نکنم یک نفس فراموشت
7
کاش کامشب بدیدمی در خواب
مست از آنسان که دیده ام دوشت
8
گر چه ما بیتو زهر می نوشیم
باد هرمی که می خوری نوشت
9
تو از آن برتری بزیبائی
که رسد دست ما در آغوشت
10
چهره خویش را در آینه بین
تا ببینیم مست و مدهوشت
11
باده امشب چنان مخور خواجو
که چو دیشب برند بر دوشت