کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۰ - ترک من ترک من بی سر و پا کرد و برفت...

1

ترک من ترک من بی سر و پا کرد و برفت

جگرم را هدف تیر بلا کرد و برفت

2

چون سر زلف پریشان من سودائی را

داد بر باد و فرو هشت و رها کرد و برفت

3

خلعت وصل چو بر قامت من راست ندید

برتنم پیرهن صبر قباکرد و برفت

4

عهد می کرد که از کوی عنایت نروم

عاقبت قصد دل خسته ما کرد و برفت

5

هدهد ما دگر امروز نه بر جای خودست

باز گوئی مگر آهنگ سبا کرد و برفت

6

ما نه آنیم که از کوی وفایش برویم

گر چه آن ترک ختا ترک وفا کرد و برفت

7

چون مرا دید که بگداختم از آتش مهر

همچو ماه نوم انگشت نما کرد و برفت

8

می زدم در طلبش داو تمامی لیکن

مهره مهر برافشاند و دغا کرد و برفت

9

آن ختائی بچه چون از برخواجو برمید

همچو آهوی ختن عزم ختا کرد و برفت

متن شعر کپی شد.