کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۴ - چو آن فتنه از خواب سر بر گرفت...

1

چو آن فتنه از خواب سر بر گرفت

صراحی طلب کرد و ساغر گرفت

2

سمن قرطه فستقی چاک زد

چو او پرنیان در صنوبر گرفت

3

بنفشه ببرگ سمن برشکست

جهان نافه مشک اذفر گرفت

4

برآتش فکند از خم طره عود

نسیم صبا بوی عنبر گرفت

5

ببوسید لعلش لب جام را

می راوقی طعم شکر گرفت

6

چوشد سرگران از شراب گران

دگر نرگسش مستی از سرگرفت

7

چو مرغ صراحی نوا ساز کرد

مه چنگ زن چنگ در بر گرفت

8

بسی اشک من طعنه بر سیم زد

بسی رنگ من خرده بر زر گرفت

9

چو خواجو چراغ دلش مرده بود

بزد آه و شمع فلک درگرفت

متن شعر کپی شد.