کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۲۵ - سپیده دم که جهان بوی نوبهار گرفت...

1

سپیده دم که جهان بوی نوبهار گرفت

صبا نسیم سر زلف آن نگار گرفت

2

بگاه بام دلم در نوای زیر آمد

چو بلبل سحری نالهای زار گرفت

3

چو آن نگار جفا پیشه دست من نگرفت

بسا که چهره ام از خون دل نگار گرفت

4

سرشک بود که او روی ما نگه می داشت

چه اوفتاد که او هم ز ما کنار گرفت

5

مگیر زلف سیاهش ببوی دانه خال

که بهر مهر نشاید میان مار گرفت

6

دلم چو بی رخ زیبای او کنار نداشت

قرار در خم آن زلف بیقرار گرفت

7

ز روزگار نه بس بود جور و غصه مرا

که چشم شوخ تو هم خوی روزگار گرفت

8

شکنج موی تو آورد ماه را در دام

کمند زلف تو خورشید را شکار گرفت

9

بخواب نرگس مست تو ناتوان دیدم

ز جام باده سحرش مگر خمار گرفت

10

درون خاطر خواجو حریم حضرت تست

بجز تو کس نتواند درو قرار گرفت

متن شعر کپی شد.