کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۳۱ - خنک آن باد که باشد گذرش بر کویت...

1

خنک آن باد که باشد گذرش بر کویت

روشن آن دیده که افتد نظرش بر رویت

2

صید آن مرغ شوم کو گذرد بر بامت

خاک آن باد شوم کو به من آرد بویت

3

زلف هندوی تو باید که پریشان نشود

زانکه پیوسته بود همره و هم زانویت

4

سحر اگر زانکه چنینست که من می نگرم

خواب هاروت ببندد به فسون جادویت

5

بیم آنست که دیوانه شوم چون بینم

روی آن آب که زنجیر شود چون مویت

6

عین سحرست که هر لحظه بروبه بازی

شیرگیری کند و صید پلنگ آهویت

7

روز محشر که سر از خاک لحد بردارند

هرکسی روی بسوئی کند و من سویت

8

مرغ دل صید کمانخانه ابروی تو شد

چه کمانست که پیوسته کشد ابرویت

9

بر سر کوی تو خواجو ز سگی کمتر نیست

گاه گاهی چه بود گر گذرد در کویت

متن شعر کپی شد.