غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۲۳۴ - بنوش لعل مذاب از زمردین اقداح...
1
بنوش لعل مذاب از زمردین اقداح
ببین که جوهر روحست در قدح یا راح
2
خوشا بروی سمن عارضان سیم اندام
عقیق ناب مروق ز سیمگران اقداح
3
بریز خون صراحی که در شریعت عشق
شدست خون حریفان سبیل و خمر مباح
4
بشوی دلق مرقع به آب دیده جام
که بی قدح نبود در صلاح و تو به صلاح
5
لب تو باده گساران روح را ساقیست
رخ تو خلوتیان صبوح را مصباح
6
در تو زمره ارباب شوق را منزل
غم تو مخزن اسرار عشق را مفتاح
7
فروغ روی چو ماه تو مشرق الانوار
کمند زلف سیاه تو قابض الارواح
8
دهد دو دیده من شرح مجمع البحرین
کند جمال تو تقریر فالق الاصباح
9
بساز بزم صبوحی کنون که خواجو را
لب تو جام صبوحست و طلعت تو صباح