کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۴۳ - گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد...

1

گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد

شود سیاهی چشمم روان بجای مداد

2

کجا قرار توانم گرفت در غربت

که گشته ام بهوای تو در وطن معتاد

3

هر آنکسی که کند عزم کعبه مقصود

گر از طریق ارادت رود رسد بمراد

4

در آن زمان که وجودم شود عظام رمیم

ز خاک من شنوی بوی بوستان وداد

5

مریز خون من خسته دل بتیغ جفا

مکن نظر بجگر خستگان بعین عناد

6

بهر چه امر کنی آمری و من مامور

بهر چه حکم کنی حاکمی و من منقاد

7

کسی که سرکشد از طاعتت مسلمان نیست

که بغض و حب توعین ضلالتست و رشاد

8

بسا که وصف عقیق تو مردم چشمم

بخون لعل کند بر بیاض دیده سواد

9

مخوان براه رشاد ای فقیه و وعظ مگوی

مرا که پیر خرابات می کند ارشاد

10

من و شراب و کباب و نوای نغمه چنگ

تو و صیام و قیام و صلاح و زهد و سداد

11

چو سوز سینه برد با خود از جهان خواجو

ز خاک او نتوان یافتن برون ز رماد

متن شعر کپی شد.