کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۰ - از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد...

1

از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد

صد عاشق دلسوخته در بحر غم افتد

2

مشتاق حرم گر بزند آه جگر سوز

آتش بمغیلان و دخان در حرم افتد

3

در هر طرفت هست بسی خسته و مجروح

لیکن چو منت عاشق دلخسته کم افتد

4

چون قصه اندوه فراق تو نویسم

گر دم بزنم آتش دل در قلم افتد

5

پیش لب ضحاک تو بس فتنه وآشوب

کز مار سر زلف تو در ملک جم افتد

6

هنگام سحر گر بخرامی سوی بستان

چون زلف کژت سرو سهی در قدم افتد

7

خم در قد چون چنبر خواجو فتد آن دم

کز باد صبا در سر زلف تو خم افتد

متن شعر کپی شد.