کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۳ - مه چنین دلستان نمی افتد...

1

مه چنین دلستان نمی افتد

سرو از اینسان روان نمی افتد

2

زان دهان نکته ئی نمی شنوم

که یقین درگمان نمی افتد

3

هیچ از او در میان نمی آید

که کمر در میان نمی افتد

4

عجب از پادشه که سایه او

بر سر پاسبان نمی افتد

5

نام دل در نشان نمی آید

تیر از او برنشان نمی افتد

6

عشق سریست کافرینش را

چشم فکرت برآن نمی افتد

7

کشتی ما چنان شکست کز او

تخته ئی بر کران نمی افتد

8

نرود یک نفس که از دل من

دود در آسمان نمی افتد

9

چشم من تا نمی فتد پر اشک

دیده پر ناردان نمی افتد

10

مرغ دل تا هوا گرفت و رمید

باز با آشیان نمی افتد

11

خامه چون شرح می دهد غم دل

کاتشش در زبان نمی افتد

12

گشت خواجو مریض و چشم طبیب

هیچ برناتوان نمی افتد

متن شعر کپی شد.