کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۵۶ - ز جام عشق تو عقلم خراب می گردد...

1

ز جام عشق تو عقلم خراب می گردد

ز تاب مهر تو جانم کباب می گردد

2

مرا دلیست که دائم بیاد لعل لبت

بگرد ساقی و جام شراب می گردد

3

هلاک خود بدعا خواستم ولی چکنم

که دیر دعوت من مستجاب می گردد

4

دلست کاین همه خونم ز دیده می بارد

پرست کافت جان عقاب می گردد

5

تو خود چه آب و گلی کاب زندگی هردم

ز شرم چشمه نوش تو آب می گردد

6

چو برتو می فکنم دیده اشگ گلگونم

ز عکس گلشن رویت گلاب می گردد

7

بجام باده چه حاجت که پیر گوشه نشین

بیاد چشم تو مست و خراب می گردد

8

عجب نباشد اگر شد سیاه و سودائی

چنین که زلف تو بر آفتاب می گردد

9

چو بر درت گذرم گوئیم که خواجو باز

بگرد خانه ما از چه باب می گردد

متن شعر کپی شد.