کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۱ - کسی کو دل بر جانان ندارد...

1

کسی کو دل بر جانان ندارد

دلی دارد ولیکن جان ندارد

2

هر آنکو با سر زلف سیاهش

سری دارد سر و سامان ندارد

3

ز غرقاب غمش کی جان توان برد

که دریا نیست کان پایان ندارد

4

بهر موئی دلی دارد ولیکن

ز چندین دل غمی چندان ندارد

5

قمر گفتم چو رویش دلفروزست

ولیکن چون بدیدم آن ندارد

6

نسیم باغ جنت چون عذارش

گلی در روضه رضوان ندارد

7

چو قدش باغبان گر راست خواهی

خرامان سرو در بستان ندارد

8

ترا با مه کنم نسبت ولی ماه

شکنج زلف مشک افشان ندارد

9

چه درمان خواجو ار در درد میری

که درد عاشقی درمان ندارد

متن شعر کپی شد.