کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۴ - دل من باز هوای سر کوئی دارد...

1

دل من باز هوای سر کوئی دارد

میل خاطر دگر امروز بسوئی دارد

2

هیچ دارید خبر کان دل سرگشته من

مدتی شد که وطن بر سر کوئی دارد

3

بگسست از من و در سلسله موئی پیوست

که دل خلق جهان در خم موئی دارد

4

ایکه از سنبل مشکین توعنبر بوئیست

خنک آن باد که از زلف تو بوئی دارد

5

ما بیک کاسه چنین مست و خراب افتادیم

حال آن مست چه باشد که سبوئی دارد

6

شاخ را بین که چه سرمست برون آمده است

گوئیا او هم ازین باده کدوئی دارد

7

ایکه گوئی که مکن خوی بشاهد بازی

هر کرا فرض کنی عادت و خوئی دارد

8

خیز چون پرده ز رخسار گل افکند صبا

روی گل بین که نشان گل روئی دارد

9

خوش بیا برطرف دیده خواجو بنشین

همچو سروی که وطن برلب جوئی دارد

متن شعر کپی شد.