کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۶۷ - خدنگ غمزه جادو چو در کمان آرد...

1

خدنگ غمزه جادو چو در کمان آرد

هزار عاشق دلخسته را بجان آرد

2

در آن دقیقه باریک عقل خیره شود

دلم حدیث میانش چو در میان آرد

3

حلاوت سخنش کام جان کند شیرین

عبارتی ز لبش هر که در بیان آرد

4

از آن دو نرگس مخمور ناتوان عجبست

که تیر غمزه بدینگونه در کمان آرد

5

اگر چو خامه سرش تا به سینه بشکافند

نه عاشقست که یک حرف بر زبان آرد

6

کدام قاصد فرخنده می رود که مرا

حدیثی از لب آن ماه مهربان آرد

7

ز راه بنده نوازی مگر نسیم صبا

ز دوستان خبری سوی دوستان آرد

8

چرا حرام کند خواب بر دو دیده من

اگر نسیم سحر خواب پاسبان آرد

9

کسی که وصف لب و عارض کند خواجو

شکر بمصر برد گل بگلستان آرد

متن شعر کپی شد.