کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۷۳ - توئی که لعل تو دست از عقیق کانی برد...

1

توئی که لعل تو دست از عقیق کانی برد

فراقت از دل من لذت جوانی برد

2

ز چین زلف تو باد صبا بهر طرفی

نسیم مشک تتاری بارمغانی برد

3

چه نیکبخت سیاهست خال هندویت

که نیک پی بلب آب زندگانی برد

4

بساکه جان بلب آمد بانتظار لبت

ولیکن از لب من جان بلب توانی برد

5

بسا که مردمک چشم من ز خون جگر

بتحفه پیش خیال تو لعل کانی برد

6

خرد نشان دهان تو در نمی یابد

چرا که نام و نشانش ز بی نشانی برد

7

چو گشت حلقه زلفت خمیده چون چوگان

ز دلبران جهان گوی دلستانی برد

8

به غمزه نرگس مستت بریخت خون دلم

ولیکن از بر من جان به ناتوانی برد

9

کمال شوق ز خواجو نگر که دیده او

سبق ز ابر بهاری بدرفشانی برد

متن شعر کپی شد.