کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۵ - پشت بر یار گمان ابرو ما نتوان کرد...

1

پشت بر یار گمان ابرو ما نتوان کرد

خویشتن را هدف تیر بلا نتوان کرد

2

کشته تیغ ملامت برضا نتوان شد

حذر از ضربت شمشیر قضا نتوان کرد

3

گر چه از ما بخطا روی بپیچید و برفت

ترک آن ترک ختائی بخطا نتوان کرد

4

قامتش را به صنوبر نتوان خواندن از آنک

نسبت سرو خرامان بگیا نتوان کرد

5

باغبان گومکن افغان که بهنگام بهار

مرغ را از گل صد برگ جدا نتوان کرد

6

گر نخواهی که رود دانش و هوش تو برود

گوش بر زمزمه پرده سرا نتوان کرد

7

گر به خنجر زندم روی نتابم ز درش

زانکه با او بجفا ترک وفا نتوان کرد

8

گو بشمشیر بکش یا ز کمندش برهان

صید را این همه در قید رها نتوان کرد

9

نام خواجو برآن خسرو خوبان که برد

زانکه درحضرت شه یاد گدا نتوان کرد

متن شعر کپی شد.