کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۸۹ - طوطی از پسته تنگ تو شکر گرد آورد...

1

طوطی از پسته تنگ تو شکر گرد آورد

چشمم از درج عقیق تو گهر گرد آورد

2

صد دل خسته بهر موئی از آن زلف دراز

مهر رخسار تو در دور قمر گرد آورد

3

مردم چشم من از بهر نثار قدمت

ای بسا در که درین قصر دو در گرد آورد

4

گنج قارون چو درین ره به پشیزی نخرند

رخ زردم بچه وجه اینهمه زر گرد آورد

5

خبرت هست که چندین دل صاحب نظران

نرگس مست تو هنگام نظر گرد آورد

6

چرخ پیروزه ز خون جگر فرهادست

آن همه لعل که بر کوه و کمر گرد آورد

7

در سر چشم جفا دیده خون افشان کرد

دل من هر چه بخوناب جگر گرد آورد

8

گرم کن بزم طرب را که شب مشک فروش

رخت سودا بدم سرد سحر گرد آورد

9

خسرو آنست که چون ملک وصالت دریافت

لعل شیرین ترا دید و شکر گرد آورد

10

دلم این لحظه بدست آر که جانم ز درون

کرد ترتیب ره و بار سفر گرد آورد

11

چشم خواجو چو رخ آورد بدریای سرشک

سوی بحرین شد و لولوی تر گرد آورد

متن شعر کپی شد.