کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۳ - کس نیست که دست من غمخوار بگیرد...

1

کس نیست که دست من غمخوار بگیرد

یا دادم از آن دلبر عیار بگیرد

2

هر لحظه سرشکم بدود گرم و بشوخی

جیب من دلخسته بیمار بگیرد

3

کی بار دهد شاخ امید من اگر یار

ترک من بیچاره بیکبار بگیرد

4

فرهاد چو یاد آورد از شکر شیرین

خوناب دلش دامن کهسار بگیرد

5

سیلاب سرشکست که هنگام عزیمت

پیش ره یاران وفادار بگیرد

6

ساقی بده آن می که دل لاله سیراب

بی باده گلرنگ ز گلزار بگیرد

7

هر دم که در آن نرگس پر خواب تو بینم

خون جگرم دیده بیدار بگیرد

8

ترسم که برآرم نفسی از دل پردرد

و آئینه رخسار تو زنگار بگیرد

9

چون نافه تاتار دلم خون شود از غم

چون گرد مهت نافه تاتار بگیرد

10

خواجو ز چه معنی ز برای قدحی می

هر لحظه در خانه خمار بگیرد

متن شعر کپی شد.