غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۲۹۷ - طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد...
1
طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد
طوبی چو روان گردی بر رهگذرت میرد
2
جوزا چو قدح نوشی پیش تو کمر بندد
و آندم که قبا پوشی پیش کمرت میرد
3
مشک ختنی هر دم در زلف تو آویزد
شمع فلکی هر شب پیش قمرت میرد
4
کو زنده دلی تا جان در پای تو افشاند
کانرا که بود جانی برخاک درت میرد
5
ثابت قدم آن باشد کاندر قدمت افتد
صاحب نظر آن باشد کاندر نظرت میرد
6
هر زنده صاحب دل کز جان خبری دارد
چون از تو خبر یابد پیش خبرت میرد
7
ای خسرو بت رویان بگشا لب شیرین تا
فرهاد صفت خواجو پیش شکرت میرد