غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۳۰۱ - وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد...
1
وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد
کفر زلف سیهش عالم ایمان ارزد
2
خاتم لعل گهر پوش پری رخساران
پیش ارباب نظر ملک سلیمان ارزد
3
ای عزیزان ز رخ یوسف مصری نظری
ملکت مصر و همه خطه کنعان ارزد
4
پیش فرهاد ز لعل لب شیرین شکری
حشمت و مملکت خسرو ایران ارزد
5
بگذر از گنج قدر خان که بر پیر مغان
کنج میخانه همه گنج قدر خان ارزد
6
زین سپس ما و گدایان سر کوی غمت
که گدائی درت ملکت سلطان ارزد
7
با لبت دست ز سر چشمه حیوان شستم
زانکه یاقوت تو صد چشمه حیوان ارزد
8
با وجود قد رعنای تو گو سرو مروی
زانکه بالای تو صد سرو خرامان ارزد
9
از سر کوی تو خواجو بگلستان نرود
که سر کوی تو صد باغ و گلستان ارزد