غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۳۰۲ - صحبت جان جهان جان و جهان می ارزد...
1
صحبت جان جهان جان و جهان می ارزد
لعل جان پرور او جوهر جان می ارزد
2
گوشه دیر مغان گیر که در مذهب عشق
کنج میخانه طربخانه خان می ارزد
3
با چنان نادره دور زمان می خوردن
یک زمان حاصل دوران زمان می ارزد
4
شاید ار ملک جهان در طلبش در بازی
که دمی صحبت او ملک جهان می ارزد
5
برلب آب روان تشنه چرا باید بود
ساقی آن آب روان کو که روان می ارزد
6
با جمالت بتماشای چمن حاجت نیست
که گل روی تو صد لاله ستان می ارزد
7
سر کوی تو که از روضه رضوان بابیست
پیش صاحب نظران باغ جنان می ارزد
8
هر که را هیچ بدستست نمی ارزد هیچ
که همانش که بود خواجه همان می ارزد
9
پیش خواجو قدحی باده به از ملکت کی
زانکه لعلیست که صد تاج کیان می ارزد