غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۳۰۶ - دلا سود عالم زیانی نیرزد...
1
دلا سود عالم زیانی نیرزد
همای سپهر استخوانی نیرزد
2
برین خوان هر روزه این قرص زرین
براهل معنی بنانی نیرزد
3
چو فانیست گلدسته باغ گیتی
به نوباوه بوستانی نیرزد
4
چراغی کزو شمع مجلس فروزد
بدرد دل دودمانی نیرزد
5
زبان درکش از کار عالم که عالم
به آمد شد ترجمانی نیرزد
6
بقاف بقا آشیان کن چو عنقا
که این خاکدان آشیانی نیرزد
7
زمانی بیا تا دمی خوش برآریم
که بی ما زمانه زمانی نیرزد
8
برافروز شمع دل از آتش عشق
که شمع خرد شمعدانی نیرزد
9
چو خواجو گر اهل دلی جان برافشان
چه یاری بود کو بجانی نیرزد