کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۷ - چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد...

1

چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد

خروش و ناله ز اهل نشست برخیزد

2

خیال باده صافی ز سر برون کردن

کجا ز دست من می پرست برخیزد

3

چنین که شمع سر افشاند و از قدم ننشست

گمان مبر که کسی را ز دست برخیزد

4

گهی که شست گشاید هزار نعره زند

نگار صف شکنم را ز شست برخیزد

5

معینست که آنماه پیکر از سر مهر

کنون که عهد مودت شکست برخیزد

6

شبی دراز بسا ناله دل مجروح

کزان دو زلف دلاویز پست برخیزد

7

کسی که خاک شود در لحد پس از صد سال

ببوی آن سر زلف چو شست برخیزد

8

ز رشک آنک تو با هرکه هست بنشینی

روان من ز سر هر چه هست برخیزد

9

چو چشم مست تو خواجو به حشر یاد کند

ز خوابگاه عدم نیمه مست برخیزد

متن شعر کپی شد.