کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۷ - روی نکو بی وجود ناز نباشد...

1

روی نکو بی وجود ناز نباشد

ناز چه ارزد اگر نیاز نباشد

2

راه حجاز ار امید وصل توان داشت

بر قدم رهروان دراز نباشد

3

مست می عشق را نماز مفرمای

کانکه نمیرد برو نماز نباشد

4

مطرب دستانسرای مجلس او را

سوز بود گر چه هیچ ساز نباشد

5

حیف بود دست شه به خون گدایان

صید ملخ کار شاهباز نباشد

6

بنده چو محمود شد خموش که سلطان

در ره معنی بجز ایاز نباشد

7

پیش کسانی که صاحبان نیازند

هیچ تنعم ورای ناز نباشد

8

خاطر مردم بلطف صید توان کرد

دل نبرد هر که دلنواز نباشد

9

کس متصور نمی شود که چو خواجو

هندوی آن چشم ترکتاز نباشد

متن شعر کپی شد.