غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۳۱۹ - کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد...
1
کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد
یا سرو روان چون قد دلجوی تو باشد
2
مانند کمان شد قد چون تیر خدنگم
لیکن نه کمانی که ببازوی تو باشد
3
در تاب مرو گر دل گمگشته ما را
گویند که در حلقه گیسوی تو باشد
4
بیروی تو از هر دو جهان روی بتابم
کز هر دو جهان قبله من روی تو باشد
5
در دیده کشم خاک کف پای کسی را
کو خاک کف پای سرکوی تو باشد
6
گر روی سوی کعبه کنم یا بخرابات
از هر دو طرف میل دلم سوی تو باشد
7
صیاد من آنست که نخجیر تو گردد
سلطان من آنست که هندوی تو باشد
8
هر کس که بابروی دوتای تو دهد دل
پیوسته دلش چون خم ابروی تو باشد
9
وانکس که چو خواجو بخرد موی شکافد
سودا زده سلسله موی تو باشد