کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۱ - ماه فرو رفت و آفتاب برآمد...

1

ماه فرو رفت و آفتاب برآمد

شاهد سرمست من ز خواب برآمد

2

نرگس مستانه چون ز خواب برانگیخت

ولوله از جان شیخ و شاب برآمد

3

پیش جمالش ز رشک ماه فروشد

وز شکن زلفش آفتاب برآمد

4

صبحدم از لاله چون گلاله برافشاند

قرص مه از عنبرین حجاب برآمد

5

از شکن زلف روز پوش قمر ساش

چشمه خورشید شب نقاب برآمد

6

عکس رخش چون در آب چشم من افتاد

بوی گل و نفحه گلاب برآمد

7

مردم چشمم به آب نیل فرو شد

کان خط نیلوفری ز آب برآمد

8

وقت صبوح از هوای مجلس عشاق

زمزمه نغمه رباب برآمد

9

مجلسیانرا ز جام باده نوشین

کام دل خسته از شراب برآمد

10

خواجو از آن جعد عنبرین چو سخن راند

از نفسش بوی مشک ناب برآمد

متن شعر کپی شد.