کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۷ - یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد...

1

یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد

وگر از پای درافتاد بسر باز آمد

2

ظاهر آنست کزین پس گهر ارزان گردد

که چو دریا شد و چون کان گهر باز آمد

3

آنکه در رسته بازار وفا زر می زد

در رخ خویش نظر کرد و ز زر باز آمد

4

گر چه طوطی ز شکر نیک بتنگ آمده بود

دگر از آرزوی تنگ شکر باز آمد

5

بلبل مست نگر باز که چون باد بهار

بهوای سمن و سنبل تر باز آمد

6

شمع کومجلس اصحاب منور می داشت

با دلی تافته و سوز جگر باز آمد

7

خاکساری که شدآب رخش از گریه برود

همچو آتش شد و چون باد سحر باز آمد

8

مدتی گر بضرورت ز نظر غایب گشت

مفکنیدش ز نظر چون به نظر باز آمد

9

هر که او را قدمی بود چو خواجو را دید

گفت کان یار قدم دار دگر باز آمد

متن شعر کپی شد.