کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۳ - حدیث جان بجز جانان نداند...

1

حدیث جان بجز جانان نداند

که جز جانان کسی در جان نداند

2

مرا با درد خود بگذار و بگذر

که کس درد مرا درمان نداند

3

روا باشد که دور از حضرت شاه

بمیرد بنده و سلطان نداند

4

اگر بلبل برون آید ز بستان

ز سرمستی ره بستان نداند

5

ز رخ دور افکن آن زلف سیه را

که هندو قدر ترکستان نداند

6

بگردان ساغر و پیمانه در ده

که آن پیمان شکن پیمان نداند

7

می صافی بصوفی ده که هشیار

حدیث عشرت مستان نداند

8

دلا در راه حسرت منزلی هست

که هر کس ره نرفتست آن نداند

9

بگو خواجو به دانا قصه عشق

که کافر معنی ایمان نداند

متن شعر کپی شد.