کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۹ - ما برکنار و با تو کمر در میان بماند...

1

ما برکنار و با تو کمر در میان بماند

وان چشم پرخمار چنان ناتوان بماند

2

از پیش من برفتی و خون دل از پیت

از چشم من روان شد و چشمم درآن بماند

3

گفتم که نکته ئی ز دهانت کنم بیان

از شور پسته ات سخنم در دهان بماند

4

برخاک درگه تو چو دوشم مقام بود

جانم براستان که برآن آستان بماند

5

باد صبا که شد به هوای تو سوی باغ

چندین ببوی زلف تو در بوستان بماند

6

فرهاد اگر چه با غم عشق از جهان برفت

لیکن حدیث سوز غمش در جهان بماند

7

خواجو ز بسکه وصف میان تو شرح داد

او از میان برفت و سخن در میان بماند

8

در عشق داستان شد و چون از جهان برفت

با دوستان محرمش این داستان بماند

متن شعر کپی شد.