کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۳ - اگر ز پیش برانی مرا که برخواند...

1

اگر ز پیش برانی مرا که برخواند

وگر مراد نبخشی که از تو بستاند

2

بدست تست دلم حال او تو می دانی

که سوز آتش پروانه شمع می داند

3

چه اوفتاد که آن سرو سیمتن برخاست

خبر برید بدهقان که سرو ننشاند

4

برفت آنکه بلای دلست و راحت جان

مگر خدای تعالی بلا بگرداند

5

چراغ مجلس روحانیون فرو میرد

گر او بجلوه گری آستین بر افشاند

6

تحیتی که فرستاده شد بدان حضرت

گر ابن مقله ببیند در آن فرو ماند

7

به خون دیده از آن رو نوشته ام روشن

که هر کسش که ببیند چو آب برخواند

8

دبیر سردلم فاش کرد و معذورست

چگونه آتش سوزان به نی بپوشاند

9

سرشک دیده خواجو چنین که می بینم

اگر بکوه رسد سنگ را بغلتاند

متن شعر کپی شد.