کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۵۷ - شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند...

1

شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند

زلف پرچین را چرا برصبح پرچین کرده اند

2

خال هندو را خطی از نیمروز آورده اند

چین گیسو را ز رخ بتخانه چین کرده اند

3

گر ببخت شور من ابرو ترش کردند باز

عیش تلخم را بشکر خنده شیرین کرده اند

4

تا چه سحرست اینکه برگل نقش مانی بسته اند

تا چه حالست این که برمه خال مشکین کرده اند

5

آن خط عنبرشکن بر برگ گل دانی چراست

نافه مشکست کاندر جیب نسرین کرده اند

6

و آنرخ گلرنگ و قد چون صنوبر گوئیا

گلستانی بر فراز سرو سیمین کرده اند

7

مهرورزان ز اشتیاق طلعتش شب تا سحر

چشم شب پیمای را در ماه و پروین کرده اند

8

دردمندان محبت بر امید مرهمی

آستانش هر شبی تا روز بالین کرده اند

9

خسروان در آرزوی شکرش فرهادوار

جان شیرین را فدای جان شیرین کرده اند

10

کفر زلفش چون بلای دین و دل شد زان سبب

همچو خواجو اهل دل ترک دل و دین کرده اند

متن شعر کپی شد.