غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۳۶۸ - خیمه نوروز بر صحرا زدند...
1
خیمه نوروز بر صحرا زدند
چارطاق لعل بر خضرا زدند
2
لاله را بنگر که گوئی عرشیان
کرسی از یاقوت برمینا زدند
3
کارداران بهار از زرد گل
آل زر بر رقعه خارا زدند
4
از حرم طارم نشینان چمن
خرگه گلریز بر صحرا زدند
5
گوشه های باغ از آب چشم ابر
خنده ها بر چشمهای ما زدند
6
مطربان با مرغ همدستان شدند
عندلیبان پرده عنقا زدند
7
در هوای مجلس جمشید عهد
غلغل اندر طارم اعلی زدند
8
باد نوروزش همایون کاین ندا
قدسیان در عالم بالا زدند
9
طوطیان با طبع خواجو گاه نطق
طعنه ها بر بلبل گویا زدند