کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۸۱ - نور رویت تاب در شمع شبستان افکند...

1

نور رویت تاب در شمع شبستان افکند

اشکم آتش در دل لعل بدخشان افکند

2

ای بسا دود جگر کز مهر رویت هر شبی

شمع عالمتاب گردون در شبستان افکند

3

صوفی صافی گر از لعل تو جامی در کشد

خویشتن را در میان می پرستان افکند

4

راستی را ترک تیرانداز مستت هر نفس

کشته ئی را از هوا برخاک میدان افکند

5

درج یاقوت گهر پوشت چو گردد در فشان

از تحیر خون دل در جان مرجان افکند

6

یک نظر در کار خواجو کن که هر شب در فراق

ز آتش مهرت شرر در کاخ کیوان افکند

7

نزد طوفان سرشکش بین که ابر نوبهار

از حیا آب دهن بر روی عمان افکند

متن شعر کپی شد.