غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۳۹۶ - صوفی اگرش باده صافی نچشانند...
1
صوفی اگرش باده صافی نچشانند
صاحبنظران صوفی صافیش نخوانند
2
بنگر که مقیمان سراپرده وحدت
در دیر مغان همسبق مغبچگانند
3
رو گوش کن از زمزمه ناله ناقوس
آن نکته که ارباب خرد واله از آنند
4
در حلقه رندان خرابات مغان آی
تا یکنفس از خویشتنت باز رهانند
5
از کعبه چه پرسی خبر اهل حقیقت
کاین طایفه در کوی خرابات مغانند
6
از مغبچگان می شنوم نکته توحید
و ارباب خرد معنی این نکته ندانند
7
سر حلقه رندان خرابات چو خواجوست
زان همچو نگینش همه در حلقه نشانند